السيد موسى الشبيري الزنجاني

1413

كتاب النكاح ( فارسى )

* ثانياً اشكال ابتدائى كه از اين استدلال به نظر مىرسد اين است كه فعل نمىتواند حجيت داشته باشد - / البته ممكن است براى دفع اين اشكال ، استدلال را با بيانى ديگر تقرير كرد ، به اين شكل كه گفته شود : از اينكه هيچ يك از صحابه به اين قانون اعتراضى نكرده‌اند استفاده مىشود كه فعل عمر مورد تسلّم - كه حاكى از تقرير امام عليه السلام نيز هست - حجيت مىيابد . - لكن با آن طبيعت خشن عمر و به تعبير امير المؤمنين صلوات الله عليه حوزة خشناء « 1 » ، كه شدت خشونت او را حتّى در مورد فرزندانش كه از آنها عصبانى مىشده تا آنجا كه نوشته‌اند : بدون گاز گرفتن و جارى شدن خون ، ارضا نمىشده و ظاهراً عامه نيز نقل كرده‌اند ، با اين سختگيرىها اگر فرضاً صحابه اعتراضى هم داشته‌اند نمىتوانسته‌اند ابراز نمايند ، بنابراين سكوت آنان علامت امضاء و رضايت آنها نيست . 3 ) نظر مرحوم آقاى خوئى دربارهء اجنبى بودن اين استدلال از بحث مرحوم آقاى خوئى اشكال كرده‌اند كه با صرف نظر از عدم ثبوت و عدم حجيت ، اين استدلال از بحث ما بيگانه است ، زيرا مبدأ چهار ماه در قانون عمر ، زمان خروج است درحالىكه مبدأ در بحث ما تاريخ آخرين وطى است ، و اين دو كاملًا متفاوت هستند . و به عبارت ديگر : چهار ماه بودنِ مدت خروج ، غير از اين است كه فاصله بين دو وطى چهار ماه باشد ، زيرا چه بسا مثلًا پس از دو يا سه ماه كه از وطى گذشته خارج شوند و از وقت خروج طبق قانون عمر ، چهار ماه وقت خواهد داشت . بنابراين استدلال مذكور هيچ ارتباطى به بحث ما پيدا نمىكند . 4 ) نظر استاد - مدّ ظلّه فقهاى بزرگى كه اين استدلال را مطرح كرده‌اند قطعاً فعل عمر را حجت

--> ( 1 ) « فصيرها فى حوزة خشناء ، يغلظ كلمها و يخش مسّها نهج البلاغه - خطبه شقشقيه ( خطبه سوم ) .